طرد شدن: ریشه‌ها، اثرات و راه‌های درمان

طرد شدن: ریشه‌ها، اثرات و راه‌های درمان

خبر 1404/11/22 21 زمان مطالعه: 5 دقیقه
طردشدگی

می‌ترسم طرد شوم...

تقریبا همه‌ی ما تجربه‌ای از ترس طرد شدن و ترس از دست دادن داشته‌ایم. ترس از تمام شدن یک رابطه، از سرد شدن یک دوست، از دور شدن یک همکار، یا حتی از مرگ عزیزان. اما برای برخی افراد، این ترس صرفا یک نگرانی معمولی نیست؛ بلکه به اضطرابی فراگیر، مزمن و فلج‌کننده تبدیل می‌شود به طوری که فرد، روابط خود را خراب و یا وارد هیج رابطه‌ای نمی‌شود.

در این حالت، فرد دائما در انتظار طرد شدن است. کوچک‌ترین تغییر در لحن پیام، دیر جواب دادن، یا سردی موقت، می‌تواند به فاجعه‌ای روانی بدل شود. ذهن فورا به این نتیجه می‌رسد:

«قرار است طردم کند و تنها بمانم.»

اما سؤال اصلی اینجاست:

این ترس دقیقا از کجا می‌آید؟

آیا صرفا نتیجه‌ی یک تجربه‌ی تلخ اخیر است؟ یا ریشه‌های عمیق‌تری در ساختار روان دارد؟

ترس از طرد شدن در نگاه روان‌پویشی

در رویکرد روان‌پویشی، ترس از طرد شدن معمولا به تجربیات اولیه‌ی رابطه با مراقب اصلی (اغلب مادر یا جایگزین او) بازمی‌گردد. کودک برای بقا، نیازمند رابطه‌ای امن، پاسخ‌گو و قابل پیش‌بینی است. اگر این رابطه به شکل مزمن با اضطراب، ناپایداری، سردی یا ترک همراه باشد، ذهن کودک یک نتیجه‌گیری بنیادین شکل می‌دهد:

«رابطه امن نیست. ممکن است هر لحظه رها شوم و طردم کنند.»

این تجربه به‌صورت ناهشیار درونی‌سازی می‌شود و بعدها در روابط بزرگ‌سالی بازآفرینی می‌گردد. فرد نه‌تنها از طرد شدن می‌ترسد، بلکه اغلب به شکلی ناخودآگاه در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که احتمال طرد شدن در آن‌ها بالاست و یا خود فرد ناخودآگاه رفتارهایی می‌کند که دیگری طردش کند؛ گویی روان تلاش می‌کند صحنه‌ی قدیمی را دوباره اجرا کند.

اضطراب رهاشدگی چیست؟

اضطراب رهاشدگی (Abandonment Anxiety) حالتی است که در آن فرد نسبت به از دست دادن رابطه‌ی مهم، حساسیتی افراطی دارد. این اضطراب می‌تواند خود را به شکل‌های زیر نشان دهد:

  • نیاز شدید به اطمینان‌گیری مداوم از اطرافیانی که با آن‌ها در ارتباط است
  • حسادت و کنترل‌گری در رابطه
  • ترس شدید از تعهد یا عکس آن: چسبندگی افراطی
  • فداکاری بیش از حد برای حفظ رابطه
  • تحمل رفتارهای آزاردهنده فقط برای «تنها نماندن»

در این وضعیت، مسئله صرفا رابطه‌ی فعلی نیست؛ بلکه رابطه‌ی کنونی به صحنه‌ای برای فعال شدن یک ترس کهن تبدیل شده است.

مقالات زیر را نیز می‌توانید در سایت مانوشان بخوانید:

نشخوار فکری (Overthinking) چیست؟ راه‌های کنترل و درمان

چرا پارتنری انتخاب می‌کنیم که ما را درک نکند؟

استرس و اضطراب را جدی بگیریم: وقتی پروانه‌ای در دل بال می‌زند

ترس از تنها ماندن: مواجهه با خلا درونی

در بسیاری از موارد، آنچه فرد از آن می‌ترسد «تنهایی بیرونی» نیست، بلکه مواجهه با نوعی خلأ درونی است.

وقتی رابطه‌ای قطع می‌شود، برخی افراد تنها غمگین نمی‌شوند بلکه دچار نوعی فروپاشی هویتی می‌گردند. گویی دیگری، بخشی از ساختار روانی آن‌ها را نگه می‌داشته است. در زبان روان‌پویشی، این می‌تواند به ضعف در انسجام خود (Self-cohesion) یا تثبیت ناقص در مراحل اولیه‌ی رشد مربوط باشد.

تنهایی برای این افراد معادل است با:

  • بی‌ارزشی
  • دوست‌داشتنی نبودن
  • نامرئی شدن
  • فرو رفتن در اضطراب وجودی

به همین دلیل، رابطه نه‌تنها منبع عشق، بلکه تنظیم‌کننده‌ی هیجان و نگه‌دارنده‌ی ثبات روانی است.

سبک‌های دلبستگی و ترس از دست دادن

پژوهش‌های دلبستگی (Attachment Theory) نشان داده‌اند افرادی که سبک دلبستگی اضطرابی دارند، بیشتر دچار ترس از طرد شدن و از دست دادن می‌شوند.

ویژگی‌های دلبستگی اضطرابی:

  • حساسیت بالا به نشانه‌های طرد
  • تفسیر منفی از رفتارهای خنثی
  • نیاز شدید به تأیید
  • نگرانی مداوم درباره‌ی پایدار بودن رابطه

در سطح عمیق‌تر، این افراد معمولا تجربه‌ی مراقبی داشته‌اند که گاه در دسترس و گاه غایب بوده است؛ رابطه‌ای غیرقابل پیش‌بینی که کودک را در وضعیت انتظار و اضطراب دائمی نگه داشته است.

چرا برخی افراد به سمت روابط ناپایدار کشیده می‌شوند؟

یکی از پدیده‌های مهم در روان‌پویشی «اجبار به تکرار» (Repetition Compulsion) است. فرد به شکلی ناخودآگاه تمایل دارد تجربه‌ی اولیه‌ی آسیب‌زا را در روابط بعدی بازسازی کند؛ شاید با این امید ناهشیار که این بار پایان متفاوتی رقم بخورد.

برای مثال:

  • فردی که در کودکی طرد شده، ممکن است جذب افرادی شود که از نظر هیجانی در دسترس نیستند.
  • فردی که محبت را مشروط تجربه کرده، ممکن است در روابطی قرار بگیرد که دائما باید «اثبات» کند ارزشمند است.

در ظاهر، این انتخاب‌ها تصادفی به نظر می‌رسند؛ اما در سطح ناهشیار، تلاشی برای حل تعارضی قدیمی‌اند.

نشانه‌های ترس از طرد شدن در روابط عاطفی

اگر بخواهیم عملی‌تر نگاه کنیم، برخی نشانه‌های رایج عبارت‌اند از:

  1. اضطراب شدید هنگام دیر جواب دادن پیام‌ها
  2. تحلیل افراطی لحن، ایموجی یا فاصله‌ی بین دیدارها
  3. احساس ناامنی حتی در رابطه‌ی سالم
  4. ترس از بیان نیازها به دلیل نگرانی از «زیادی بودن»
  5. تلاش برای کامل و بی‌نقص بودن در رابطه
  6. ماندن در روابط آسیب‌زا فقط به دلیل ترس از تنهایی

اگر چند مورد از این نشانه‌ها به‌صورت پایدار وجود داشته باشد، احتمالا مسئله صرفا یک نگرانی گذرا نیست و باید بررسی شود.

تفاوت ترس طبیعی با ترس آسیب‌زا از دست دادن

ترس طبیعی:

  • متناسب با موقعیت
  • موقتی
  • قابل تنظیم با گفت‌وگو

ترس آسیب‌زا:

  • شدید و فراگیر
  • مستقل از واقعیت بیرونی
  • همراه با افکار فاجعه‌آمیز
  • تکرارشونده در اغلب روابط
  • در ترس آسیب‌زا، فرد بیشتر با «گذشته‌ی فعال‌شده» مواجه است تا واقعیت اکنون.

درمان ترس از طرد شدن از منظر روان‌پویشی


درمان روان‌پویشی به دنبال حذف سریع اضطراب نیست؛ بلکه می‌کوشد ریشه‌های آن را آشکار کند.

در فرایند درمان:

  • الگوهای تکرارشونده در روابط بررسی می‌شوند.
  • تجربه‌های اولیه‌ی دلبستگی تحلیل می‌گردند.
  • هیجان‌های سرکوب‌شده (خشم، اندوه، ترس) به سطح آگاهی می‌آیند.
  • رابطه‌ی درمانی به‌عنوان فضایی امن برای تجربه‌ی دلبستگی متفاوت شکل می‌گیرد.

در بسیاری از موارد، آنچه درمانگر فراهم می‌کند تجربه‌ای است از «ماندن بدون طرد کردن»؛ تجربه‌ای که به تدریج ساختارهای درونی را بازسازی می‌کند.

لینک نوبت‌دهی اینترنتی مانوشان: همین حالا نوبت بگیرید

آیا می‌توان بدون درمان هم این ترس را کاهش داد؟

برخی تمرین‌ها می‌توانند آگاهی را افزایش دهند، هرچند جایگزین درمان عمیق نیستند:

  • نوشتن الگوهای تکرارشونده در روابط گذشته
  • شناسایی لحظاتی که ترس فعال می‌شود
  • تفکیک واقعیت بیرونی از سناریوی ذهنی
  • کار روی عزت نفس مستقل از رابطه
  • تمرین تحمل تنهایی به شکل تدریجی و آگاهانه

اما اگر ترس از دست دادن زندگی عاطفی، شغلی یا تصمیم‌گیری‌های مهم را مختل کرده باشد، درمان تخصصی توصیه می‌شود.

بعد وجودی ترس از تنها ماندن

در سطحی عمیق‌تر، ترس از تنها ماندن گاه با اضطراب‌های وجودی پیوند دارد: ترس از بی‌معنایی، مرگ، یا نادیده گرفته شدن در جهان. رابطه برای برخی افراد راهی است برای گریز از مواجهه با این پرسش‌ها.

به همین دلیل، کار درمانی گاه تنها درباره‌ی رابطه با دیگری نیست؛ بلکه درباره‌ی رابطه با خود، با فقدان و با محدودیت‌های انسانی است.

جمع‌بندی:

آیا واقعا از دیگری می‌ترسیم، یا از زخمی قدیمی؟

ترس از دست دادن و طرد شدن اغلب بیش از آنکه به اکنون مربوط باشد، بازتاب زخمی قدیمی است که هنوز التیام نیافته.

رابطه‌ی امروز، صحنه‌ای برای فعال شدن تجربه‌ای دیروز است.

خبر خوب این است که روان، انعطاف‌پذیر است. تجربه‌ی رابطه‌ای امن، چه در درمان و چه در زندگی، می‌تواند روایت درونی را تغییر دهد.

فرد می‌تواند بیاموزد که:

دوست‌داشتنی بودن مشروط نیست.

تنهایی معادل نابودی نیست.

و ماندنِ دیگری همیشه به قیمت از دست دادن خود تمام نمی‌شود.

اگر ترس از تنها ماندن به الگوی تکرارشونده‌ای در زندگی شما تبدیل شده است، شاید زمان آن رسیده باشد که به جای مدیریت سطحی اضطراب، به ریشه‌های ناهشیار آن نگاه کنید.

از شما خوانندگان محترم دعوت می‌کنیم چنان‌چه سوالی در زمینه‌ی "طردشدگی" دارید، زیر همین مقاله مطرح کنید تا درمان‌گران کلینیک مانوشان در اولین فرصت پاسخ‌گوی شما عزیزان باشند.

پیوند کوتاه:
امتیاز بدهید:
1 2 3 4 5
0/5 (0 امتیاز)
نظر خود را وارد کنید
مانوشان