از شناخت ناهشیار و تعارضهای روانی تا D-ISTDP و تربیت درمانگر روانپویشی
رواندرمانی پویشی را نمیتوان صرفا مجموعهای از فنون برای درمان چند اختلال روانشناختی دانست. نقطه آغاز رویکرد روانپویشی، پرسشی بنیادیتر درباره انسان است:
چه بخشی از زندگی روانی انسان خارج از حوزه آگاهی او عمل میکند و چگونه تعارضهای ناهشیار، دفاعها، روابط درونیشده و تجربههای هیجانی، رفتار و روابط کنونی او را شکل میدهند؟
از این منظر، نشانه روانشناختی تنها یک مشکل سطحی نیست که بتوان آن را جدا از سازمان روانی فرد بررسی کرد. نشانه میتواند با تعارض، اضطراب، دفاع و الگوهای رابطهای فرد ارتباط داشته باشد و در برخی موارد، کارکردی در حفظ تعادل روانی او پیدا کرده باشد. بنابراین، درمان روانپویشی تلاش میکند علاوه بر کاهش نشانه، فرایندهایی را که در پشت آن قرار دارند نیز مورد بررسی قرار دهد.
در رواندرمانی پویشی، انسان نه مجموعهای از رفتارهای قابل مشاهده، بلکه موجودی دارای تاریخچه روانی، روابط درونیشده، هیجان، تعارض، دفاع و ظرفیت تحول در نظر گرفته میشود.
یکی از بنیادیترین نقاط شکلگیری سنت روانپویشی، کشف اهمیت فرایندهای ناهشیار در زندگی روانی انسان بود. در سنت روانکاوی، بهویژه از فروید به بعد، رفتار انسان دیگر صرفا بر اساس قصد و آگاهی او توضیح داده نمیشد؛ بلکه میان آنچه فرد درباره خود میداند و نیروهایی که در سطح ناهشیار بر تجربه و رفتار او اثر میگذارند، تمایز گذاشته شد.
با تحول روانکاوی، مفهوم ناهشیار نیز پیچیدهتر شد. مسئله دیگر فقط «محتوای سرکوبشده» نبود؛ بلکه دفاعها، تعارضهای درونی، روابط موضوعی، انتقال، سازمان شخصیت و شیوههای تجربه هیجان نیز به موضوع مطالعه روانپویشی تبدیل شدند.
از این رو، روانپویشی را بهتر است یک سنت نظری و بالینی درباره پویاییهای زندگی روانی انسان بدانیم که در طول زمان شاخهها و صورتبندیهای متعددی پیدا کرده است.
روانپویشی معاصر حاصل یک نظریه واحد نیست. طی بیش از یک قرن، جریانهای مختلفی در شکلگیری آن نقش داشتهاند؛ از روانکاوی کلاسیک و نظریه تعارض گرفته تا روانشناسی ایگو، روابط موضوعی، نظریه دلبستگی و رویکردهای معاصر مبتنی بر فرایندهای هیجانی و بینفردی.
در این تحول، یک پرسش همچنان ثابت باقی مانده است:
چه چیزی در زندگی روانی انسان، تغییر را دشوار میکند؟
پاسخهای مکاتب مختلف متفاوت بوده است. در برخی رویکردها تاکید بر تعارض ناهشیار است؛ در برخی بر دفاع و سازمان شخصیت؛ در برخی بر روابط درونیشده و دلبستگی؛ و در رویکردهای دیگر بر فرایندهای هیجانی و رابطهای.
بنابراین، روانپویشی معاصر را نباید یک نظریه ایستا دانست. این حوزه، مجموعهای از سنتهای نظری و بالینی است که در طول زمان کوشیدهاند رابطه میان ناهشیار، هیجان، دفاع، رابطه و تغییر روانشناختی را توضیح دهند.
یکی از تحولات مهم در تاریخ رواندرمانی پویشی، تلاش برای کوتاهتر و متمرکزتر کردن فرایند درمان بود. در این مسیر، درمانگران مختلفی کوشیدند به جای آنکه درمان روانپویشی را الزاما فرایندی طولانی تلقی کنند، بر تعارضهای مرکزی، الگوهای تکرارشونده و فرایندهای فعال در جلسه درمان تمرکز کنند.
در سنت رواندرمانی پویشی کوتاهمدت، هدف صرفا کاهش زمان درمان نیست؛ بلکه مسئله مهمتر، افزایش تمرکز درمان بر فرایندهای پویشیای است که در لحظه حاضر فعال هستند.
در اینجا جلسه درمان خود به یک میدان مشاهده تبدیل میشود:
یکی از مهمترین نقاط تحول در رواندرمانی پویشی کوتاهمدت، پژوهشهای دکتر حبیب دوانلو بود. دکتر دوانلو، روانپزشک و روانکاو ایرانیتبار در مونترال و استاد دانشگاه مکگیل، طی دهههای ۱۹۶۰ و پس از آن، با استفاده گسترده از ضبط ویدئویی جلسات رواندرمانی، به مطالعه فرایند درمان پرداخت و از این طریق صورتبندی خاص خود از Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy (ISTDP) را توسعه داد. مرورهای علمی نیز بر نقش پژوهشهای مبتنی بر جلسات ضبطشده در شکلگیری و تحول این رویکرد تاکید کردهاند. در این رویکرد، مفاهیمی مانند مقاومت، دفاع، اضطراب، احساسات ناهشیار، اتحاد درمانی ناهشیار و فرایند انتقالی جایگاه مرکزی پیدا میکنند.
یکی از ویژگیهای مهم ISTDP این است که درمانگر تلاش میکند فرایندهای پویشی را نه فقط در روایت تاریخی مراجع، بلکه در لحظه حاضر و در جریان رابطه درمانی مشاهده کند. به همین دلیل، درمانگر باید بتواند میان آنچه مراجع میگوید و آنچه در سطح فرایند روانی اتفاق میافتد تمایز ایجاد کند.
در سنت دکتر دوانلو، مقاومت جایگاهی محوری دارد. مقاومت را نمیتوان صرفا «همکاری نکردن بیمار» دانست. در نگاه روانپویشی، مقاومت میتواند بخشی از سازمان دفاعی فرد برای اجتناب از تجربه هیجانی دردناک باشد. فرد ممکن است از نظر آگاهانه خواهان تغییر باشد، اما همزمان بخشی از سازمان روانی او در برابر نزدیک شدن به احساساتی که اضطرابزا، دردناک یا تعارضآمیز هستند مقاومت کند. بنابراین، درک مقاومت نیازمند فهم رابطه میان هیجان، اضطراب و دفاع است.
در ISTDP، این مسئله به شکل ویژهای مورد توجه قرار گرفته است و مداخله درمانگر با هدف آشکار شدن و کار کردن با مقاومت، دفاع و فرایندهای هیجانی سازمان مییابد. مرورهای علمی این رویکرد نیز بر تمرکز آن بر دسترسی مستقیمتر به تعارضهای هیجانی ناهشیار و رابطه آنها با اضطراب و دفاع تأکید کردهاند.
درمان روانپویشی تنها درباره گذشته نیست. گذشته زمانی از نظر بالینی اهمیت پیدا میکند که در سازمان روانی و روابط کنونی فرد حضور داشته باشد. به همین دلیل، رابطه درمانگر و مراجع یکی از مهمترین منابع اطلاعات درباره فرایند روانی فرد است. مراجع ممکن است در رابطه با درمانگر همان الگوهایی را فعال کند که در روابط مهم گذشته تجربه کرده است؛ اما در ISTDP، انتقال صرفا موضوعی برای تفسیر نظری نیست. انتقال میتواند در همان لحظه بهعنوان بخشی از مقاومت، اضطراب، دفاع و تعارض هیجانی مورد مشاهده و کار قرار گیرد. مفهوم Transference Component of Resistance (TCR) نیز در همین زمینه اهمیت پیدا میکند.
دکتر داود معنویپور (مطالعه رزومه دکتر معنویپور) در مقالهای اختصاصی که در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است، مفهوم مؤلفه انتقالی مقاومت را در D-ISTDP بررسی کرده و آن را در ارتباط با بسیج ناهشیار و کار با مقاومت مورد بحث قرار داده است. این اثر بخشی از مسیر پژوهشی مرتبط با رواندرمانی پویشی فشرده در کار علمی دکتر معنویپور است.
مطالعه مقاله: بررسی اثربخشی درمان روانپویشی فشرده کوتاهمدت بر بهبود نشانههای اختلال نافرمانی مقابلهای دانشآموزان
برای مطالعه بیشتر:
رویکرد D-ISTDP و مفهوم نوروز انتقال در دیدگاه فروید و دوانلو
رویکرد D-ISTDP و مفهوم سایکوپاتی انتقالی
اصطلاح D-ISTDP باید با دقت علمی استفاده شود. در ادبیات بینالمللی، ISTDP بهطور مشخص با کار و پژوهشهای حبیب داوانلو شناخته میشود و موسسات مختلف در کشورهای گوناگون برنامههای آموزشی و پژوهشی خود را بر اساس این سنت ارائه میکنند. بنابراین، هنگامی که از D-ISTDP در چارچوب انستیتو دکتر معنویپور سخن گفته میشود، لازم است میان ISTDP بهعنوان سنت نظری و بالینی داوانلو و صورتبندی، آموزش و توسعه آن در چارچوب انستیتو تمایز قائل شویم. این تمایز نه تنها از نظر علمی ضروری است، بلکه امکان میدهد مسیر تحول یک رویکرد از میراث نظری آن تا صورتبندیهای معاصر بهروشنی قابل بررسی باشد.
در انستیتو روانپویشی دکتر معنویپور، آموزش روانپویشی بر سه سطح بههمپیوسته استوار میشود:
شناخت مفاهیم بنیادی روانپویشی؛ از ناهشیار، تعارض و دفاع تا اضطراب، انتقال، روابط موضوعی، سازمان شخصیت و فرایندهای هیجانی.
توانایی مشاهده و تحلیل فرایند درمان در لحظه؛ تشخیص دفاع، اضطراب و مقاومت؛ شناخت فرایند انتقالی؛ و انتخاب مداخله متناسب با ظرفیت و وضعیت روانی مراجع.
شناخت فرایندهای روانی خود درمانگر و تأثیر آنها بر رابطه درمانی. در این دیدگاه، درمانگر روانپویشی صرفا فردی نیست که مجموعهای از تکنیکها را آموخته باشد. او باید بتواند در جریان یک جلسه درمان، همزمان چند سطح را مشاهده کند:
این همان نقطهای است که آموزش نظری به تربیت بالینی تبدیل میشود.
روانپویشی زمانی میتواند بهعنوان یک حوزه علمی رشد کند که نظریه، تجربه بالینی و پژوهش در ارتباط با یکدیگر قرار گیرند.
در مسیر علمی دکتر داود معنویپور، موضوعات مرتبط با روانپویشی و ISTDP در کنار سایر حوزههای روانشناسی مورد پژوهش قرار گرفتهاند؛ از جمله پژوهش درباره دفاعها در مراجعان کاندید ISTDP و بررسی مفاهیم اختصاصی D-ISTDP. مقاله مربوط به TCR نیز نمونهای مستقیم از تلاش برای صورتبندی و بررسی یکی از مفاهیم کلیدی در رواندرمانی فشرده دکتر داوانلو است. در آثار جدیدتر نیز پیوند میان نظریه روابط موضوعی و نظریه روانپویشی داوانلو بهعنوان موضوع پژوهش دنبال شده است. از این منظر، هدف پژوهش در انستیتو صرفا تولید مقاله نیست؛ بلکه تلاش برای پاسخ دادن به این پرسش است که چگونه میتوان مفاهیم روانپویشی را دقیقتر تعریف، آموزش، مشاهده و ارزیابی کرد.
برای مطالعه بیشتر:
رویکرد روانپویشی D-ISTDP چه کمکی به مراجع میکند؟
آموزش روانپویشی با آموزش یک تکنیک آغاز نمیشود و با دریافت یک گواهی پایان نمییابد. درمانگر ابتدا باید زبان نظری این حوزه را بیاموزد؛ سپس بتواند این مفاهیم را در فرایند واقعی درمان تشخیص دهد؛ و در مرحله بعد، توانایی مداخله متناسب با همان فرایند را به دست آورد. درمانگری که مفهوم «دفاع» را میداند اما نمیتواند آن را در جلسه تشخیص دهد، هنوز دفاع را به معنای بالینی نیاموخته است. درمانگری که «انتقال» را تعریف میکند اما نمیتواند ظهور آن را در رابطه درمانی مشاهده کند، هنوز انتقال را در سطح عملیاتی درک نکرده است. و درمانگری که تکنیک را اجرا میکند اما نمیتواند بفهمد چرا، در چه زمانی و با چه ظرفیتی باید آن را به کار ببرد، هنوز به مرحله استقلال بالینی نرسیده است. از این رو، آموزش روانپویشی باید از انتقال اطلاعات به سمت تکوین قابلیت بالینی حرکت کند.
پرسش بنیادیتر این است که آیا روانپویشی فقط یک روش درمان است؟
پاسخ را باید در سطحی فراتر از تکنیک جستوجو کرد. روانپویشی یک شیوه خاص برای دیدن انسان نیز هست؛ انسانی که تمام انگیزههای خود را نمیشناسد، گذشتهاش در زمان حال حضور دارد، از برخی تجربههای خود دفاع میکند، در روابط خود الگوهای تکرارشونده ایجاد میکند و در عین حال توانایی مشاهده، تجربه و تغییر این الگوها را نیز دارد.
درمان روانپویشی از همین پیچیدگی آغاز میشود. به همین دلیل، هدف آن صرفا این نیست که فرد «احساس بهتری داشته باشد»، بلکه تلاش میکند شرایطی فراهم شود که فرد بتواند نسبت خود با هیجان، تعارض، دفاع، رابطه و تجربه درونی خویش را بهتر بشناسد و در صورت فراهم بودن ظرفیت لازم، آن را تغییر دهد.
انستیتو روانپویشی دکتر معنویپور بر آموزش و توسعه رواندرمانی پویشی با تاکید بر پیوند میان نظریه، تجربه بالینی، پژوهش و تربیت درمانگر تمرکز دارد. در این چارچوب، D-ISTDP نه بهعنوان مجموعهای از تکنیکهای منفصل، بلکه در متن گستردهتر روانپویشی و در ارتباط با مفاهیمی مانند ناهشیار، تعارض، دفاع، اضطراب، مقاومت، انتقال، هیجان و رابطه درمانی آموزش داده میشود. هدف چنین آموزشی، تربیت درمانگری است که بتواند فرایند درمان را بهصورت زنده مشاهده کند و میان نظریه و تصمیم بالینی ارتباط برقرار سازد. روانپویشی، در این معنا، صرفا آن چیزی نیست که درمانگر انجام میدهد؛ بلکه شیوهای است که با آن، فرایند روانی انسان را میبیند.
روانکاوی و نظریه ناهشیار
↓
نظریههای تعارض، دفاع و ایگو
↓
روابط موضوعی و دلبستگی
↓
رواندرمانی پویشی معاصر
↓
رواندرمانی پویشی کوتاهمدت
↓
ISTDP و پژوهشهای دکتر حبیب داوانلو
↓
کار با مقاومت، اضطراب، دفاع، انتقال و هیجان
↓
D-ISTDP در چارچوب آموزشی و پژوهشی انستیتو دکتر معنویپور
↓
تربیت درمانگر روانپویشی
تکنیک بدون نظریه میتواند به اجرای مکانیکی تبدیل شود؛ نظریه بدون تجربه بالینی میتواند به دانش انتزاعی تبدیل شود و آموزش بدون تحول درمانگر نمیتواند به تربیت حرفهای کامل منجر شود.
از این رو، آموزش روانپویشی در انستیتو دکتر معنویپور بر پیوند میان این سه حوزه تأکید دارد:
فهم روانپویشی ← تجربه بالینی ← تحول درمانگر
مسیر تحصیل در انستیتو روانپویشی دکتر معنویپور با آشنایی با مبانی نظری و مفاهیم بنیادی روانپویشی آغاز میشود و در ادامه، به آموزش تخصصی رواندرمانی پویشی فشرده و پرورش مهارتهای بالینی میرسد. در این مسیر، فراگیران با مفاهیمی مانند ناهشیار، تعارض، دفاع، اضطراب، انتقال و فرایندهای هیجانی آشنا میشوند و بهتدریج میآموزند چگونه این مفاهیم را در فرایند واقعی درمان مشاهده و تحلیل کنند. آموزش تخصصی D-ISTDP نیز با تاکید بر تمرینهای عملی، کار بالینی، سوپرویژن و شناخت فرایندهای روانی خود درمانگر نیز دنبال میشود. هدف این مسیر، فراتر از یادگیری مجموعهای از تکنیکها، فراهم کردن زمینهای برای رشد دانش نظری، توانایی بالینی و استقلال حرفهای درمانگر است. علاقهمندان میتوانند برای آشنایی با دورههای آموزشی، شرایط ورود و مراحل تحصیل در انستیتو روانپویشی دکتر معنویپور، به لینک زیر مراجعه کنند: