مفهوم مولفه انتقالی مقاومت (TCR) در D-ISTDP

مفهوم مولفه انتقالی مقاومت یا TCR در D-ISTDP

خبر 1405/07/18 3 زمان مطالعه: 7 دقیقه
TCR در D-ISTDP

مفهوم مولفه انتقالی مقاومت (TCR) در D-ISTDP چیست؟

از فهم مقاومت تا کار با ناهشیار

یکی از مسائل مهم در روان‌درمانی این است که در اتاق درمان و در پروسه‌ی درمان بخشی از بیمار برای تغییر تلاش می‌کند و بخش دیگر او در برابر همان تغییری که به آن نیاز دارد، مقاومت می‌کند. این تعارض درونی یکی از موضوعات مهم در روان‌درمانی پویشی فشرده و عمیق D-ISTDP است. اما مولفه انتقالی مقاومت صرفا به معنای مقاومت در روان‌کاوی نیست..!

مفهوم مولفه انتقالی مقاومت

یکی از مفاهیم محوری در مدل درمانی دکتر دوانلو برای فهم این فرایند، "مولفه انتقالی مقاومت (Transference Component of Resistance یا TCR)" است. این مفهوم بر نقش رابطه‌ی بیمار با درمان‌گر و احساس‌ها و مقاومت‌هایی تاکید می‌کند که در همین رابطه‌ی زنده و جاری آشکار می‌شوند.

ترکیب مفهوم واژه‌های مولفه + انتقال + مقاومت توسط دکتر دوانلو، مفهوم جدیدی را به وجود آورد که نشان‌دهنده‌ی فعال بودن عناصر تشکیل‌دهنده‌ی انتقال برای ایستادگی دربرابر تغییر است. درمان‌گر باید با شناسایی این اجزا، مقاومت بیمار را به سمتی هدایت کند که تعارض درون‌روانی بیمار به حداکثر ممکن برسد.

دکتر دوانلو نشان داد که عامل اصلی که موجب پیشرفت درمان می‌شود، درجه‌ی مقاومت بیمار و مولفه‌ی انتقالی درون آن است به همین جهت TCR پارامتر درمانی بسیار مهمی است که باید به طور مداوم توسط درمان‌گر نظارت شود تا بازگشایی ناهشیار رخ دهد.

بیمار ممکن است از اضطراب، افسردگی یا مشکلات تکرارشونده در روابط خود رنج ببرد و در عین حال، هنگام نزدیک‌شدن به احساس‌های دردناک، از آن‌ها فاصله بگیرد، موضوع بحث را تغییر دهد یا رابطه با درمان‌گر را به شکلی پیش ببرد که امکان مواجهه با تجربه‌های درونی دشوار شود. در چنین موقعیتی، شناخت صرفا نشانه‌های مقاومت بیمار، به‌تنهایی کافی نیست. درمان‌گر باید بتواند فرایندهای فعال در رابطه‌ی درمانی را نیز با دقت بررسی کند.

TCR چیست و چرا در D-ISTDP اهمیت دارد؟

انتقال و مقاومت دو عنصر اصلی در روان‌کاوی هستند و فروید معتقد بود حضور این دو عنصر در هر شکل از روان‌درمانی را می‌توان روان‌کاوی نامید. TCR اصطلاحی است که دکتر حبیب دوانلو در صورت‌بندی روش درمانی خود برای توجه به مولفه‌های انتقالی مقاومت به کار برده است. در این دیدگاه، انتقال صرفا بازتابی از روابط گذشته نیست، احساس‌ها، انتظارها و الگوهای رابطه‌ای بیمار می‌توانند در تعامل کنونی با درمان‌گر دوباره فعال شوند و بر روند درمان اثر بگذارند.

برای فهم TCR، بهتر است سه جزء اصطلاح را از یکدیگر متمایز کنیم:

  • انتقال: انتقال دو رکن اصلی دارد: 1. ابژه و 2. محتوا. در روش دوانلو انتقال یعنی فعال شدن احساس‌های خشم، غم، اندوه، گناه، شادی و جنسی نسبت به چهره‌های ژنتیکی اولیه بیمار در رابطه‌ی کنونی با درمان‌گر یا جابجایی احساسات.
  • مقاومت: ماهیت متعارض این احساس‌ها نیروی اساسی مقاومت را تشکیل می‌دهد. فرایندهایی که در برابر آگاهی از احساس‌های ناهشیار، تجربه‌ی آن‌ها یا پیشرفت درمان عمل می‌کنند یا مقاومت در برابر آگاه کردن ناخودآگاه.
  • مولفه: بخشی از چیزی یا تقسیم کردن یا ترکیب‌کننده. اشاره به عناصر انتقالی‌ای که در شکل‌گیری و تداوم مقاومت در فرد نقش دارند.

بنابراین، TCR را نمی‌توان صرفا معادل مقاومت بیمار در برابر درمان یا احساس منفی او نسبت به درمان‌گر دانست. این مفهوم به بررسی چگونگی حضور الگوهای انتقالی در مقاومت و امکان کارکردن درمان‌گر با آن‌ها در رابطه‌ی این‌جا و اکنون مربوط است.

رابطه‌ی انتقال و مقاومت: گذشته چگونه در اتاق درمان زنده می‌شود؟

مفهوم انتقال از بنیادی‌ترین مفاهیم سنت روان‌کاوی است. فروید نشان داد که تجربه‌ها و تعارض‌های گذشته ممکن است در رابطه با روان‌کاو دوباره ظاهر شوند به‌گونه‌ای که بیمار نه‌فقط درباره‌ روابط گذشته‌ی خود صحبت کند، بلکه بخشی از الگوهای عاطفی و رابطه‌ای آن‌ها را در رابطه‌ی کنونی نیز تجربه کند.

برای مثال، فردی که در روابط اولیه‌ی خود بارها با انتقاد، تحقیر یا بی‌توجهی مواجه شده است، ممکن است در رابطه با درمان‌گر نیز نسبت به ارزیابی‌شدن حساس باشد. او شاید با وجود احساس امنیت نسبی در جلسه، از بیان خشم، شرم یا نیازهای خود اجتناب کند یا حتی یک پرسش معمولی درمان‌گر را نشانه‌ای از سرزنش‌شدن تلقی کند.

البته چنین رفتاری به‌تنهایی برای نتیجه‌گیری درباره‌ی انتقال یا منشا کودکی آن کافی نیست. معنای بالینی این واکنش‌ها باید با بررسی دقیق تجربه‌ی بیمار، زمینه‌ی رابطه و شواهد موجود روشن شود.

در چارچوب D-ISTDP، توجه به انتقال کمک می‌کند درمان‌گر به‌جای محدودماندن به شرح مشکلات بیرونی، بررسی کند که چه احساس‌هایی در رابطه‌ی کنونی فعال شده‌اند و بیمار چگونه با آن‌ها مواجه می‌شود.

مقاومت نیز در این فرایند صرفا به معنای مخالفت آگاهانه با درمان نیست. ممکن است بیمار صادقانه خواهان تغییر باشد، اما هم‌زمان از تجربه‌ی احساس‌هایی که با روابط مهم زندگی او پیوند دارند اجتناب کند. این اجتناب می‌تواند به شکل توضیح‌دادن مداوم به‌جای احساس‌کردن، تغییر موضوع، فاصله‌گرفتن از درمان‌گر یا پناه‌بردن به الگوهای دفاعی آشنا ظاهر شود.

دو نیروی متعارض در فرایند درمان: مقاومت و پیمان درمانی ناهشیار

یکی از نکات مهم در صورت‌بندی دوانلو، توجه هم‌زمان به مقاومت بیمار و ظرفیت او برای مشارکت در درمان است. در این چارچوب، مفهوم "پیمان درمانی ناهشیار (Unconscious Therapeutic Alliance یا UTA)" به جنبه‌ای از همکاری درونی بیمار اشاره دارد که در برابر مقاومت قرار می‌گیرد و می‌تواند در مسیر مواجهه با تعارض‌های ناهشیار نقش داشته باشد.

بیمار ممکن است از یک سو از تداوم رنج خود خسته شده باشد، برای درمان وقت بگذارد و خواهان تغییر باشد؛ اما از سوی دیگر، هنگام نزدیک‌شدن به احساس‌های دشوار یا صمیمیت هیجانی، از فرایند درمان فاصله بگیرد.

برای نمونه، بیماری را در نظر بگیریم که از روابط عاطفی خود ناراضی است و می‌خواهد الگوهای تکرارشونده‌اش را تغییر دهد. هنگامی که در جلسه به خشم خود نسبت به فردی مهم نزدیک می‌شود، ناگهان به توضیح رفتارهای آن فرد می‌پردازد و از تجربه‌ی خودش فاصله می‌گیرد. در این وضعیت، درمان‌گر باید هم به اجتناب بیمار توجه کند و هم به خواسته‌ی او برای شناخت و تغییر.

در مدل دوانلو، کار با TCR با هدف روشن‌کردن این فرایندها و تقویت مشارکت بیمار در درمان دنبال می‌شود. با این حال، UTA را نباید یک نیروی مستقل و مستقیما قابل‌اندازه‌گیری تلقی کرد. این اصطلاح بخشی از صورت‌بندی نظری درمان است و ارزیابی آن به فهم فرایند بالینی نیاز دارد.

TCR چگونه در اتاق درمان بررسی می‌شود؟

کار با TCR به معنای استفاده‌ی مکانیکی از چند تکنیک از پیش تعیین‌شده نیست. درمان‌گر باید در هر لحظه به محتوای گفته‌های بیمار، واکنش‌های هیجانی، سطح اضطراب، دفاع‌ها و کیفیت رابطه‌ی درمانی توجه کند. برخی از تکنیک‌های افزایش مولفه‌ی انتفالی مطرح در DISTDP عبارت‌اند از:

۱. تکنیک فشار

در تکنیک فشار یا کاوش پویشی، درمان‌گر به موضوع خاصی که بیمار مطرح می‌کند فشار می‌آورد و سپس احساس‌ها و ماهیت دقیق آن را در معرض پرسش قرار می‌دهد. یعنی بیمار را به بررسی تجربه‌ی خود، توجه به احساس‌های مرتبط و معنای آن‌ها دعوت می‌کند. هدف، فراتررفتن از توصیف کلی مشکلات و رسیدن به درک دقیق‌تری از فرایند درونی بیمار است یعنی ساختن عوامل دوگانه‌ی مقاومت و هدایت کردن دفاع‌های بیمار به سوی درمان‌گر. (درون‌روانی کردن)

شدت و شیوه‌ی این مداخله باید با ظرفیت بیمار برای تحمل اضطراب و تجربه‌ی هیجان متناسب باشد. فشار بیشتر، به‌خودی‌خود، به معنای کار درمانی بهتر نیست. گاهی توقف فشار و یا کاهش فشار نشان از یک مداخله‌ی درست است.

۲. تکنیک شفاف‌سازی مقاومت انتقالی

در فرایند فشار احساس‌های بیمار به سوی درمان‌گر حرکت می‌کند. در این مداخله، درمان‌گر با شفاف‌سازی مقاونت انتقالی بیمار که بخشی از آن در جهت تخریب رابطه درمانی و بخشی دیگر قدردانی برای تلاش‌های درمان‌گر است، مولفه‌ی انتقالی را افزایش می‌دهد. به فرایندهایی توجه می‌کند که در رابطه‌ی کنونی با او جریان دارند. برای مثال، بیمار ممکن است بگوید که می‌خواهد درباره‌ی احساس‌های خود صحبت کند، اما هم‌زمان از پاسخ‌دادن به پرسش‌های مرتبط اجتناب کند یا تصور کند درمان‌گر قصد قضاوت او را دارد.

درمان‌گر با اتکا به شواهد گفت‌وگو، این تناقض را به شکلی روشن و قابل‌بررسی مطرح می‌کند. هدف، متهم‌کردن بیمار به مقاومت نیست؛ بلکه کمک به او برای مشاهده‌ی آن چیزی است که در رابطه رخ می‌دهد و بر امکان همکاری اثر می‌گذارد.

۳. تکنیک فعال‌سازی مسیرهای نوروسایکوبیولوژیک احساس‌ها

در مدل D-ISTDP، میان تجربه‌ی احساسات، فعال شدن اضطراب و دفاع‌ها ارتباط مهمی در نظر گرفته می‌شود. برخی بیماران می‌توانند درباره‌ی رویدادهای ناراحت‌کننده با جزئیات صحبت کنند، اما در تشخیص و تجربه‌ی احساس خود ناتوانند.

درمان‌گر ممکن است از بیمار بخواهد توجه کند که هنگام صحبت درباره‌ی یک رویداد، در بدن خود چه تغییری احساس می‌کند. برای مثال، آیا فشار عضلانی، سنگینی قفسه سینه یا تغییر دیگری را تجربه می‌کند؟

بیشتر مطالعه کنید:

اضطراب در روان‌پویشی کوتاه‌مدت DISTDP

۴. تکنیک بررسی ویژگی‌های چهره‌های ژنتیکی اولیه

غالب بیماران به دلیل داشتن نگاهی کودکانه به چهره‌های ژنتیکی اولیه که مملو از خودمحوری، خیال‌پردازی، ایده‌آل‌سازی و عدن هم‌دلی است، قادر نیستند جنبه‌های دوگانه‌ی عشق و محبت و خشم و آسیب‌زنندگی این چهره‌ها را مشاهده کنند. درمان‌گر می‌تواند با بررسی خاطرات و روابط مهم زندگی بیمار، الگوهایی را که احتمالا در رابطه‌ی کنونی او نیز تکرار می‌شوند را شناسایی کند. در این فرایند، توجه به جنبه‌های مثبت و منفی روابط اولیه اهمیت دارد.

روابط انسانی معمولا به یک تجربه‌ی کاملا خوب یا کاملا بد بررسی و تحلیل نمی‌شوند. ممکن است یک فرد هم منبع محبت و حمایت بوده باشد و هم در موقعیت‌هایی موجب ترس، خشم یا رنج شده باشد. بررسی این پیچیدگی‌ها می‌تواند به درک دقیق‌تر تجربه‌های بیمار و ساختن یک بینش جدید کمک کند.

نکته‌ی اساسی این است که درمان‌گر نباید خاطرات یا احساس‌هایی را به بیمار القا کند. تفسیرهای انتقالی باید بر شواهد بالینی و تجربه‌ی خود بیمار متکی باشند، نه بر فرضیه‌هایی که درمان‌گر بدون شواهد کافی ساخته است.

۵. تکنیک صداقت و روراست بودن

صداقت اساس رابطه‌ی درمانی در D-ISTDP است به معنای افشا کردن همه‌ی آن‌چه بیمار در فرایند درمان دارد بدون سانسور و با تمام جزئیات. زیرا بسیاری از بیماران با این توصیف که فکر کردم گفتن آن اهمیتی ندارد این قاعده را زیرپا می‌گذارند. این توضیح که در این‌جا هستیم تا با حقیقت زشت ناهشیار شما به صورت صادقانه و بدون هیج سانسوری مواجه شویم، نقش مهمی در افزایش مولفه‌های انتقالی مقاومت دارد. 

۶. تکنیک شناسایی نوروز انتقال

وجود نوروز انتقال یکی از عوامل بسیار مهم در پایین بودن سطح پیمان درمانی و مولفه انتقالی مقاومت است و نشان‌دهنده‌ی سازش مقاومت با جنبه‌های بیمارگونه‌ی چهره‌های ژنتیکی اولیه است و عدم توجه به آن برای برداشتن و غیرفعال کردن نوروز انتقال نه تنها رویارویی مستقیم (HOC) را بی‌اثر می‌کند بلکه موجب شکست درمان نیز خواهد شد. به همین جهت یکی از تکنیک‌های افزایش مولفه‌های انتقالی مقاومت، بررسی و شناسایی نوروز انتقال است.

برای مطالعه بیشتر:

رویکرد D-ISTDP و مفهوم نوروز انتقال در دیدگاه فروید و دوانلو

چرا افزایش TCR به مهارت تخصصی نیاز دارد؟

شناخت نام تکنیک‌ها با توانایی استفاده‌ی مناسب از آن‌ها یکسان نیست. درمان‌گر باید بتواند مقاومت را در بستر رابطه تشخیص دهد، به ظرفیت بیمار برای تحمل اضطراب توجه کند و تصمیم بگیرد چه زمانی کاوش، شفاف‌سازی یا مداخله‌ی مستقیم مناسب‌تر است.

استفاده‌ی نامتناسب از فشار و چالش ممکن است به افزایش اضطراب، تشدید دفاع‌ها یا آسیب به رابطه‌ی درمانی منجر شود. در مقابل، پرهیز همیشگی از مواجهه با مقاومت نیز می‌تواند بررسی الگوهای تکرارشونده را محدود کند. بنابراین، مسئله انتخاب میان فشار بیشتر یا همدلی بیشتر نیست؛ مسئله تشخیص نیاز بالینی و تنظیم مداخله درست و دقیق بر اساس وضعیت بیمار است.

آموزش تخصصی، مشاهده‌ی نمونه‌های درمانی، بررسی دقیق فرایند جلسه و سوپرویژن می‌توانند به رشد این مهارت‌ها کمک کنند. 

برای آشنایی عمیق‌تر با این مفهوم، مقالهٔ علمی دکتر داود معنوی‌پور در سال ۲۰۲۰ با عنوان *Transference Component of Resistance (TCR) in Davanloo’s Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy* منبعی مرتبط و مستقیم است. 

کتاب «برافراشتن ناهشیار» و مطالعه تخصصی D-ISTDP

برای درمان‌گرانی که می‌خواهند فراتر از آشنایی مقدماتی با مفاهیم روان‌پویشی حرکت کنند، مطالعه‌ی منابع تخصصی و پیوند دادن مبانی نظری با فرایند بالینی اهمیت دارد.

کتاب «برافراشتن ناهشیار» نوشته‌ی دکتر "داود معنوی‌پور" می‌تواند در این مسیر مورد توجه علاقه‌مندان به رویکرد دوانلو و D-ISTDP قرار گیرد. مقاله‌ی تخصصی ایشان دربارهٔ TCR نیز امکان مطالعه‌ی مستقیم‌تر این مفهوم و تکنیک‌های مرتبط با آن را فراهم می‌کند.

مشاهده و تهیه کتاب برافراشتن ناهشیار:

برافراشتن ناهشیار

در انستیتو روان‌پویشی دکتر معنوی‌پور، آموزش D-ISTDP در امتداد همین ضرورت قابل‌طرح است:

یادگیری مفاهیم نظری، شناخت فرایندهای انتقال و مقاومت و پرورش مهارت‌های لازم برای کار بالینی. در این مسیر، آموزش نظری زمانی ارزش بیشتری پیدا می‌کند که با بررسی فرایند درمان، تمرین بالینی و سوپرویژن همراه شود.

جمع‌بندی: مقاومت را باید در رابطه فهمید

مولفه‌ی انتقالی مقاومت یا TCR در مدل دوانلو، توجه درمان‌گر را به پیوند میان انتقال، مقاومت و رابطه‌ی زنده‌ی درمانی جلب می‌کند. در این چارچوب، بیمار فقط درباره‌ی تعارض‌های خود صحبت نمی‌کند؛ بخشی از الگوهای هیجانی و رابطه‌ای او ممکن است در تعامل با درمان‌گر نیز آشکار شود.

شناخت این فرایندها نیازمند دقت، توجه به شواهد بالینی و توانایی تنظیم مداخلات بر اساس ظرفیت بیمار است. هدف، صرفا کنارزدن دفاع‌ها یا افزایش فشار نیست؛ بلکه کمک به بیمار برای شناخت بهتر تجربه‌ی درونی، مشاهده‌ی الگوهای تکرارشونده و مشارکت آگاهانه‌تر در فرایند درمان است.

در نهایت، اهمیت TCR در D-ISTDP را باید در همین پیوند جست‌وجو کرد:  "فهم مقاومت، بدون فهم رابطه‌ای که مقاومت در آن فعال می‌شود، تصویری ناقص از فرایند درمان به دست می‌دهد."

در انتهای این مقاله می‌توانید نظرات، پیشنهادات و سوالات خود را با ما مطرح کنید.

پیوند کوتاه:
امتیاز بدهید:
1 2 3 4 5
0/5 (0 امتیاز)
نظر خود را وارد کنید
مانوشان